پی گیری
مجموعه ی بیانات امام خمینی (ره) درباره ی امام موسی صدر:
شهریور ۱۳۵۷ : تلگراف امام خمینی به یاسر عرفات
از سلامت جناب حجت الاسلام آقای سید موسی صدر، رئیس مجلس شیعیان لبنان، هیچ گونه اطلاعی ندارم و موجب نگرانی این جانب است. از جناب عالی تقاضا دارم که هر چه زودتر از مکان ایشان اطلاع پیدا کرده و این جانب را از سلامت ایشان آگاه گردانید. (صحیفه ی امام؛ ج ۳، ص ۴۵۶)
ا مهر ۱۳۵۷ : تلگراف امام خمینی به حافظ اسد
این جانب از غیبت جناب حجت الاسلام اقای سید موسی صدر نگران و متأثرم. از جناب عالی تقاضا دارم که این موضوع را با سران کشورهایی که در قضیه ی فلسطین اجتماع کرده اند، در میان بگذارید و اهتمام آنان را جلب نمایید. (صحیفه ی امام؛ ج ۳، ص ۴۷۹)
26 مهر ۱۳۵۷: نامه ی امام خمینی به معمر قذافی
قضیه ی جناب آقای حجت الاسلام آقای صدر به شکل معمایی مرموز درآمده است. بستگان ایشان پس از بررسی می گویند در لیبی هستند. چون جناب ایشان مورد احترام و محبت روحانیون و دیگر جناح ها هستند و این امر موجب نگرانی آن هاست، مقتضی است در آن اهتمام نمایید و از دولت خودتان بخواهید ما را از سلامت ایشان و محل اقامت شان مطلع نموده، نگران ها را رفع کنند. (صحیفه ی امام؛ ج ۴، ص ۴۵)
15 آبان ۱۳۵۷: مصاحبه ی امام خمینی با روزنامه ی لبنانی المستقبل
در خصوص وضعیت حجت الاسلام آقای سید موسی صدر که مورد علاقه ی بسیاری از مسلمین است، اقداماتی کرده ایم و متأسفانه تاکنون به نتیجه ای نرسیده ایم. (صحیفه ی امام؛ ج ۴، ص ۳۳۷)
20 آبان ۱۳۵۷: مصاحبه ی امام خمینی با روزنامه ی لبنانی النهار
راجع به این که ایشان را چه کسی مخفی کرده است من اطلاعی ندارم؛ اما راجع به این که ایشان زنده اند و برگردند امیدوارم که زنده باشند و برگردند. من به ایشان علاقه دارم و امیدوارم به سلامت برگردند و کار خودشان را ادامه دهند. (صحیفه ی امام؛ ج ۴، ص ۴۴۴)
2 آذر ۱۳۵۷: مصاحبه ی امام خمینی با روزنامه ی لبنانی السفیر
اقداماتی شده، امیدواریم سودمند باشد و ایشان که مورد علاقه ی من و نیز شیعیان بلکه مسلمین لبنان است، هر چه زودتر به وطن خویش برگردند و به کار خود مشغول شوند. (صحیفه ی امام؛ ج ۵، ص ۸۲)
6 آذر ۱۳۵۷: دیدار نمایندگان حرکة المحرومین لبنان (به نمایندگی سید حسین الحسینی) با امام خمینی:
قضیه ی آقای صدر بسیار مهم، و به ما هم لطمه وارد کرده است؛ لکن امیدوارم به زودی بازگردد و کارها را که اسلامی است و به نفع شیعه انجام دهند. در غیاب ایشان نباید شما آقایان مأیوس شوید. خدا با حق است. (صحیفه ی امام؛ ج ۵، ص ۱۳۴)
8 آذر ۱۳۵۷: مصاحبه ی امام خمینی با روزنامه نگاران نروژی و روزنامه های فایننشال تایمز لندن و الرأی تونس:
(آیا حضرت آیت الله با معمر قذافی در لیبی روابطی دارید؟)
خیر؛ لکن راجع به یک قضیه ای من به ایشان پیغام دادم و ایشان هم جواب دادند. (صحیفه ی امام؛ ج ۵، ص ۱۳۸)
16 آذر ۱۳۵۷: مصاحبه ی امام خمینی با نشریه ی امل (ارگان جوانان حرکة المحرومین لبنان)
در زمانی که نجف بودم تلگرافی به آقای یاسر عرفات و تلگراف دیگری به رئیس جبهه ی صمود در سوریه نمودم و این جا هم وقتی سفیر لیبی آمده بود، راجع به ایشان صحبت کردم. امیدوارم هر چه زودتر ایشان به لبنان مراجعت نمایند و به مبارزات شان علیه اسرائیل ادامه دهند. من از این قضیه متأثرم و دعا می کنم ختم به خیر شود. (صحیفه ج ۵؛ ص ۱۸۶)
7 اسفند ۱۳۵۷: امام خمینی در دیدار با عبدالسلام جلود نخست وریز لیبی و هیأت همراه
ما نگران سرنوشت امام موسی صدر هستیم و می خواهیم به محض بازگشت به لیبی به سرهنگ قذافی بگویید هر چه زودتر در مورد سرنوشت امام موسی صدر رسیدگی کند.
[از طرف هیأت نمایندگی لیبی از امام خمینی خواسته شد که اجازه دهند سرهنگ قذافی برای عرض تبریک به ایران بیاید؛ امام خمینی پاسخ دادند:]
من فعلاً به قم می روم و این دیدار را به زمان دیگری موکول کنید. (صحیفه ی امام؛ ج ۶، ص ۳۵۷)
4 اردی بهشت ۱۳۵۸: امام خمینی در دیدار با هیأت لیبیائی به سرپرستی عبدالسلام جلود
چیزی که، قضیه ای که برای ما و علمای ایران و سایر اقشار به طور معما در آمده است این فاجعه ی آقای صدر است. من و علمای ایران برای این فاجعه بسیار متأثر هستیم، و این برای ما یک معمایی است که این معما حل نمی شود الا به دست دولت لیبی. ما این معما را می خواهیم که برادر ما معمر و دولت حل کنند و ناراحتی های ما را به اتمام برسانند. من کراراً به وسایطی این معنا را تذکر دادم لکن الآن نیز این را تذکر می دهم که این معما در شعب ما و در بین علمای ما انعکاس سوئی دارد؛ و من میل ندارم که بین ملت ما و دولت شما یک سوء تفاهمی باشد و من از شما می خواهم که این معما را حل کنید و موجب راحتی ما را فراهم کنید. …..
مقصود من این نبود که به شما یا به دولت تهمت بزنم. مقصود من این بود که شما قدرت دارید که در این ممالکی که نزدیک شماست و ایشان رفته اند در آن جا –به قول شما- در آن جا فعالیت بکنید و این معما را برای ما حل کنید. ما هیچ گاه به برادران خودمان تهمت نمی زنیم و خلاف اسلام نمی کنیم. لکن از شما می خواهیم حل این قضیه را، به [دلیل] این که شما قدرت این را دارید که این مسأله را حل کنید و از دولت هایی که ایشان رفته اند آن جا یک طور تحقیقاتی بکنید و ما مطلع بشویم. …. مهم این است که یک سوء تفاهمی بین ملت ها و دولت های اسلامی نباشد، و وحدت اسلامی همیشه محفوظ باشد و همه ی مسلمین با هم برادر باشند. و این که در این معنا طرح کردم برای این بود که همین سوء تفاهم به واسطه ی فعالیتی که شما برای تحقیق این مطلب بکنید، رفع بشود و بین دولتین و ملتین تفاهم صحیح حاصل بشود؛ و این تهمت ها را -که اجانب که می خواهند بین دولت ها و بین ملت ها تفرقه بیاندازند- آن ها را خنثی کنید تبلیغات آن ها را. من همیشه سعی ام بر این بوده است که مسلمین ید واحده باشند بر اعداء؛ چنان چه اسلام فرموده است، و جماعت واحده باشند چنان چه اسلام می خواهد. لکن [خواست] مهم ما این بود که رفع بشود این سوء تفاهم و برادری ایران و لیبی محقوظ باشد و دست اجانب که می خواهند تفرقه بیاندازند بین دو برادر، دو دولت، دو ملت، کوتاه بشود. (صحیفه ی امام، ج ۷، ص ۱۱۸)
17 اردی بهشت ۱۳۵۸: امام خمینی در دیدار با سفیر سومالی در تهران
و اما راجع به آقای صدر، ما از آن وقت که نجف بودیم و این قضیه واقع شد، تا وقتی که پاریس رفتیم و بعد هم به ایران آمدیم، دنبال این قضیه بودیم. آقای صدر در ایران متولد شده است و ایرانی است و یا من سوابق زیاد دارد و بعد از این که ایرانی است رفته است به لبنان و ما علاقه داریم؛ هم به این که ایرانی است و هم به این که در لینان رئیس مجلس شیعی بوده است. علاقه داشتیم به این که این معما را حل بکنیم و مکرراً با لیبی اتصال پیدا کردیم. بلکه آقای قطب زاده را یک دفعه فرستادیم به لیبی دنبال این مطلب. و بعد هم که این جا آمدیم، هم سفیر لیبی که آمد پیش من راجع به این مسأله صحبت کردم و هم نخست وزیر که آمد حل این معما را از ایشان خواستم. و مع الأسف تا کنون برای ما این معما حل نشده است. امیدوارم که با کوشش دولت ایران و سایر اقشار علاقه مند به اسلام این معما حل بشود (صحیفه ی امام، ج ۷، ص ۱۹۸)
30 اردی بهشت ۱۳۵۹: امام خمینی در دیدار با شیخ محمد مهدی شمس الدین و اعضای کادر مرکزی جنبش امل
آقای صدر بک مردی است که من می توانم بگویم او را بزرگ کرده ام. به منزله ی یک اولاد عزیز است برای من و من امیدوارم که ان شاء الله ایشان به سلامت بازگردند به محل خودشان، و بسیار مورد تأسف است که ایشان را ما الآن نمی بینیم در بین خودمان … ما امیدوار ایم که یک روزی با جناب عالی یا آقای آسید موسی صدر (سلمه الله تعالی) در قدس با هم نماز بخوانیم ان شاء الله؛ و ما مأیوس نیستیم (صحیفه ی امام، ج ۱۲، ص ۳۲۲)
6 شهریور ۱۳۵۹: امام خمینی در دیدار با خانواده ی امام موسی صدر:
آن چیزی که همه ی مطالب را آسان می کند این است که ما و ملت ما و آقای صدر (سلمه الله تعالی) به دنبال مکتب، یک گرفتاری پیدا کردیم. ...آقای صدر که من سال های طولانی دیده ام، بلکه باید بگویم من بزرگ کرده ام ایشان را، من فضائل شان را می دانم و خدمت هایی که بعد از آن که به لبنان رفته اند، کرده اند، آن را هم می دانم؛ و آن چه که لبنان احتیاج به ایشان دارد، باز آن را هم می دانم و من امیدوارم که ان شاء الله ایشان برگردند به محل خودشان و مسلمین آن جا از ایشان استفاده کنند.
همین حالا هم که ایشان می گویید که شواهد داریم که در لیبی هستند، همین امر در راه خدمت به مکتب و خدمت به اسلام است، این هم برای ایشان عبادت نوشته می شود و برای ما ها هم این اموری که واقع می شود، باید سهل باشد؛ از باب این که راه اسلام است و ما مطلع ایم که اولیای اسلام که در رأس آن ها رسول خداست، آن قدر زحمت کشیدند؛ تمام مدت عمرش را پیغمبر در زحمت و تعب بوده است؛ و بعد از او هم ائمه ی ما همین طور بوده اند، که یک روز خوش به اصطلاح مادیین نداشتند، گرچه همه خوش بودند به اصطلاح عرفا و اسلام شناس ها.
در هر صورت این یک شیوه بوده است که از اول اولیای اسلام داشتند و در راه هدف خودشان حبس رفته اند و کشته شده اند و زجر کشیده اند؛ و آقای صدر حالا دو سال است که در حبس هستند، لکن جد ایشان هفت سال می گویند مسلم بوده، احتمال چهارده سال هم هست. این یک راهی بوده که همه ی اولیای خدا –نه فقط آن هایی در زمان اسلام بودند، قبل از اسلام هم انبیاء و اولیائی که بودند- راه شان همین بوده؛ این طور نبوده که آن ها در رفاه مادی باشند و در عرض کنم کارهای چه ؛
وقتی که تاریخ انبیاء را ملاحظه می کنید می بینید که سرتاسر تاریخ انبیاء مجاهده و زحمت و تعب بوده است، لکن آن ها خوش بودند به این که در خدمت آن هدفی که دارند بودند، و این مایه ی افتخار شماست و خانواده ی آقای صدر که یک فرد لایقی که خدمت می کرد در راه خدمت گرفتاری پیدا کرده است و من امیدوارم که این گرفتاری زود سر بیاید و من دعا به ایشان می کنم و خواهم کرد و امیدوارم که زودتر ان شاء الله ایشان خلاص بشوند و برگردند.
و قضیه ی لبنان و ایران و این ها شما می دانید که این ها قضایای مختلفی نیستند. مسلمان ها هر جا هستند، باید با هم باشند و آن چیزی که رنج است برای یک طایفه ای، برای طایفه ی دیگر هم همان مسأله رنج باشد. مسائل شان جدا نباید باشد. این که ما ایرانی هستیم و آن ها لبنانی هستند یا جای دیگری هستند، در اسلام مطرح نیست. اسلام همه ی افرادی ایمان به خدا آورده اند، همه ی آن ها را برادر می داند و حساب جداگانه ای ندارد…..
اسلام در عین حالی که وطن را، آن جایی که زادگاه است، احترام می گذارد، لکن مفابل اسلام قرار نمی دهد. اساس اسلام است، این ها دیگر بقیه اش فرع اند و اساس آن هایی که مکتبی هستند خدمت به اسلام است. این خدمت اگر در لبنان باشد خدمت است؛ اگر در ایران باشد، خدمت است؛ اگر در هر جا اگر در حبس هم باشد خدمت است، اگر بیرون هم باشد، خدمت است. ایشان الآن هم در خدمت است. برای این که وقتی در راه اسلام یک کسی این مصائب را دید، که نباید اسم اش را مصائب گذاشت، وقتی در راه اسلام باشد، همه چیز آسان می شود، همین می شود. …
من از خدای تبارک و تعالی مسألت می کنم که ما را و شما را دلخوش کند، به این که ایشان برگردند پیش ما و به خدمت خودشان ادامه بدهند ان شاء الله.
خداوند به همه ی عائله ی ایشان در این فراق صبر بدهد و چشم همه را به وجود ایشان ان شاء الله روشن کند، تا ایشان برگردند و به خدمت به مکتب موفق بشوند و شیعه های لبنان هم از وجود ایشان استفاده بکنند؛ بلکه همه ی مسلمانان ان شاء الله.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته (صحیفه ی امام؛ ج ۱۳، ص ۱۶۶)
29 بهمن ۱۳۵۹ ؛ در ددیدار با کودکان یتیم لبنانی
من به همه ی شما اطفالی که به واسطه ی جور مجرمین بی پدر شده اید، به همه ی شما تسلیت عرض می کنم؛ و ما شریک غم شما هستیم در این که از آقای موسی صدر بی اطلاع ایم؛ و ما شریک غم شما ملت عراق هستیم که آقای صدر و خواهر عزیز ایشان را به آن طور فضاحت کشتند و شکنجه کردند؛ و ما شریک غم همه ی مظلومین جهان هستیم و پشتیبان همه ی مظلومان جهان و باید مظلومان جهان خودشان قیام کنند بر ضد مستکبرین. مستضعفینن نباید بنشینند که دولت های شان این کارها را بکنند، خودشان انجام بدهند. (صحیفه ی امام؛ ج ۱۴، ص ۱۳۸)
دهم تیر ۱۳۶۰؛ در دیدار با کادر رهبری جنبش امل لبنان
من از این که آقای موسی صدر در بین شما نبوده است، متأثرم.
او مثل فرزند من است. او یک بازوی قوی برای اسلام بود.
(صحیفه ی امام؛ ج ۱۵، ص ۵)
ششم آبان ۱۳۶۰؛ در جمع اعضای جنبش امل لبنان
از اول مبارزات، قضایای لبنان و فلسطین جزء مقاصد اصلی ما بوده است و از مسائل ایران جدا نبوده است. به طور کلی مسلمان نباید تنها نظر اش طابفه ای از مسلمانان باشد. آقای موسی صدر از فرزندان من است. برای او متأثر و متأسف ام؛ و اقداماتی هم چه در نجف و چه در ایران نموده ام و امیدوارم هر چه زودتر او را در بین خودمان ببینیم. … من به شما اطمینان می دهم که مسائل ما از شما جدا نیست. ولی شما خوب می دانید که آمریکا و عوامل داخلی اش یک لحظه ما را آرام نگذاشتند؛ لذا اگر ما به شما کمک شایانی نکردیم، چون گرفتار این جنایتکاران هستیم. ما لبنان را از خودمان می دانیم. شیعیان لبنان و ایران و مسلمانان همه ی جهان، یکی هستند. ما امیدوار ایم تا وحدت خودمان را حفظ کنیم. (صحیفه ی امام؛ ج ۱۵، ص ۳۳۹)
منبع:
اندیشه ی ربوده شده؛ گفتارهایی درباره ی امام موسی صدر
به کوشش مهدی فرخیان
تهران: مؤسسه ی فرهنگی امام موسی صدر؛ ج ۱، ۱۳۸۵؛ صص ۱۷-۳۲٫

امام صدر نیوز رسانه ای مستقل است که با هدف پر کردن خلأ اطلاع رسانی موجود در پی گیری پرونده ی امام موسی صدر از سوی گروهی از دوست داران امام موسی صدر به روز می شود؛ جوانانی که مشی و منش و اندیشه ی امام صدر و رویکرد دینی، اجتماعی و سیاسی او مبتنی بر کرامت انسان را پیش چشم خود دارند و در آرزوی بازگشت او و تحقق آرمان های انسانی او تلاش می کنند.