بهم ۲۰۱۳۹۲
 

امام صدر نیوز- مجمود جبریل رئیس دفتر اجرایی شورای موقت انتقالی لیبی (اولین نخست‌وزیر لیبی پس از انقلاب ۲۰۱۱)، در گفتگو با روزنامه‌ی عربی الحیاه، جزئیاتی از روند پی‌گیری و فرضیه‌های طرح شده در باب سرنوشت امام صدر را در زمان تصدی مسوولیت اجرائی خود بیان کرده است.  وی در این مصاحبه، که در روز  یکشنبه نهم فوریه ۲۰۱۴ منتشر شده است، گفته است که در زمان وی، دولت لیبی بر پی‌گیری دو پرونده‌ی امام موسی صدر و منصور کیخیاء اهتمام داشته است؛ و پی‌گیری‌هایی که گمان می‌شده به کشف سرنوشت امام موسی صدر می‌انجامد به کشف شرنوست منصور کیخیاء منتهی شده است. وی با وجود ابطال این فرضیه‌‌ها و بررسی نتایج تشخیص هویت، معتقد است که امام صدر در قید حیات نیست. راه پی‌گیری را نیز تحقیق از سنوسی از سوی کارشناسان زبده‌ی امنیتی مانند سرلشگر عباس ابراهیم دانسته است.

جبریل در ضمن نقل ماجرای کشف جسد منصور کیخیا (وزیر خارجه‌ی اسبق لیبی) از گمانه‌ها و حدسیات شائع در آن زمان سخن گفته است؛ حدسیاتی که بر اساس داده‌های ابتدایی گمانه‌ی کشف سرنوشت امام صدر را تقویت می‌کرد. وی در این گفت‌وگو از وجود زندانی سری در زیر دفتر رئیس زندان ابوسلیم -عبدالحمید السائح- خبر داده است که بر اساس گفته‌های آخرین زندان‌بان و زندانبانان سابق و نشانه‌های داده شده گمان می‌شده که امام صدر در آن زندانی بوده است؛ و  چنین پنداسته می‌شده است که جنازه‌ای که در سردخانه‌ی این زندان سری نگه‌داری می‌شده است، به وی تعلق دارد. در حالی‌که تحقیقات بعدی  نشان داده است که این جسد به منصور کیخیا تعلق داشته است.به گفته‌ی جبریل، وی پس از نگه‌داری در طبرق، تا سال ۱۹۹۷ در زندان سری زندان ابوسلیم (در بخشی مجزا) زندانی بوده و احتمالاً بر اثر بیماری دیابت فوت کرده است.

جبریل از درخواست دولت لیبی از دولت لبنان (و شخص خود او از نجیب میقاتی نخست وزیر وقت لبنان) برای اعزام پزشک قانونی معتمد برای تشخیص هویت این جسد سخن گفته است؛‌ درخواستی که به گفته‌ی او بی پاسخ مانده است؛ و به سبب سری بودن تحقیقات و نبود پزشک قانونی معنمد و عدم همکاری دولت لبنان به روشن نشدن سرنوشت امام صدر و همراهان‌اش انجامیده است.

وی هم‌چنین به اجساد یافته شده در سردخانه ی بیمارستان مرکزی طرابلس (خیابان زاویه) و گمانه‌های مطرح شده در مورد پیکر منتسب به امام صدر در میان این هفده جنازه اشاره کرده است، و برای اولین بار گفته است که دلیل این گمانه‌‌زنی، وجود سه جسد در درون یک کیسه‌ی حفظ جسد بود که ظن تعلق آن به امام صدر و همراهان‌اش را پدید آورده بود. جبریل به نتایج آزمایش‌های دی.ان.آ از این اجساد نیز اشاره نکرده است.

در بخش دیگری از این مصاحبه،‌ جبریل فرض وفات امام صدر را بر اثر ابتلا به بیماری دیابت و یا قتل پس از مشاجر ه با قذافی مطرح می‌کند. برای سناریوی دوم،‌ او از عبدالله الحجازی از مأموران دستگاه امنیتی قذافی و سعید راشد نام می‌برد. راشد (ظاهراً پس از اعلام جدا شدن از قذافی)، در روز  ۲۱ فوریه ۲۰۱۱ هنگام ورود به باب عزیزیه به رگبار بسته شد و شنود مکالمات تلفنی بعدها ظن کشته شدن او به دستور خمیس قذافی را تقویت کرد. جبریل بدون هیچ استدلالی فرض قتل امام صدر را بر می‌کشد؛ و از تناقض سناریوی قتل بلافاصله و مرگ بر اثر بیماری سخنی به میان نمی‌آورد. شهادت‌های زندان‌بانان زندان سری ابوسلیم را نیز نادیده می گیرد.

در مجموع مصاحبه‌ی جبریل، کمکی به رفع تناقض‌های پرونده‌ی پی‌گیری نمی‌کند و ادله‌ی او قاصر از ادعاهای او هستند؛ با این وجود، پیشنهاد او را برای بازجویی سرلشگر عباس ابراهیم از عبدالله السنوسی می‌تواند گامی مثبت برای پیش‌برد میدانی پرونده بر اساس ادله‌ی مستند به شمار آید.

 ملاحظات:

داده‌های جدیدی در مصاحبه‌ی محمود جبریل وجود دارند که به تصحیح پاره ای از برداشت‌های عمومی از پرونده کمک می‌کنند؛ با این وجود ابهامات و اشتباهاتی در روایت‌های او وجود دارد که پذیرش تام و تمام فرضیه‌ های او در باب سرنوشت امام صدر را با تردید مواجه می کنند. برای نمونه:

۱. وی نام رئیس زندان ابوسلیم را «عبدالحمید الحارس» نقل می‌کند. در حالی که نام «عبدالحمید السائح» درست است. وی اکنون فراری است و به احتمال زیاد به همراه فرزندش در مغرب (مراکش) پنهان شده است. از السائح به عنوان یکی از افراد معتمد قذافی و از حلقه‌ی نزدیک او نام برده می‌شود. پیش‌تر در مصاحبه‌ی مهندس فیروزان از او به عنوان کسی که امام صدر به او سپرده شده است و اکنون فراری است، نام برده شده بود.

۲. جبریل روایت کشف جنازه‌ی کیخیا پس از نبش در ویلایی در طرابلس (به راهنمایی عبدالله السنوسی) را رد می‌کند؛ و روایت تعلق جسد زندان سری ابوسلیم به کیخیا را بر می‌کشد. این روایت از نظر زمانی با اخبار منتشر شده در دو سال گذشته تعارض دارد. بررسی تاریخ انتشار شایعات و اخبار این مقطع نشان می‌دهد که جنازه‌ای در زندان سری ابوسلیم یافت نشده است؛ و برای رفع این تناقض شایعاتی از قبیل بمباران دفتر السائح و انتقال جسد از سردخانه به قبری جمعی (به سبب قطع سیستم سرمایش پس از بمباران) ساخته و پرداخته شده است. این در حالی است که بنا به نقل شاهدان عینی، دفتر السائح پس از بمباران زیر نظر گروهی از انقلابیون طرابلس اداره می‌شود و جست وجوی میدانی پس از بمباران (در حوالی ۲۰ اوت ۲۰۱۱) از این ساختمان صورت نگرفته است. به همان دلیلی که شایعات پیشین در باب وجود جسد امام صدر در این زندان نادرست بودند، روایت جبریل نیز مخدوش است. جسد کیخیا حدود ۱۳ ماه بعد و چند روز پس از انتقال سنوسی به لیبی در مکان دیگری به دست آمد؛ و در آغاز گمان می‌شد که فرد زندانی و مدفون در ویلای طرابلس امام صدر بوده است؛ اما چنین نبود. آزمایش‌های تشخیص هویت در بوسنی نشان داد که جسد به مرحوم کیخیا تعلق دارد و بنا به اظهار بستگان‌اش، وی درحوالی سال ۱۹۹۷  و ظاهراً بر اثر اصابت جسم تیز به سینه‌اش کشته شده است؛ هرچند ممکن است فرض ابتلای وی به بیماری دیابت صحت داشته باشد؛ اما وی بر اثر عوارض آن فوت نکرده است. اما معلوم نیست چرا جبریل سعی می‌کند روایت زندانبانان را مخدوش اعلام کند؛ به ویژه این که در این زندان (به رغم وجود سردخانه) جسدی بالفعل پیدا نشده است. در ضمن، فرض انتقال مداوم زندانیان خاص را نباید از یاد برد.

۳. در مورد اجساد سردخانه‌ی مرکزی طرابلس در خیابان زاویه، تاکنون از وجود سه جنازه در یک کیسه‌ به عنوان شاهد تعلق آن به ربوده‌شدگان لبنانی سخنی به میان نیامده بود. از هفده جنازه‌ی سردخانه‌ی مرکزی طرابلس، پنج تن به صورت قطعی شناسایی شدند و پس از عودت به خانواده‌های شان تشییع و دفن شدند. ۱۲ جنازه‌ی دیگر که در میان آن ها زن و کودک نیز دیده می‌شود، به قرینه‌ی پنج جنازه‌ی دیگر به خانواده‌های رزمندگان جبهه‌ی نجات ملی لیبی تعلق دارند؛ که پس از حمله‌ی نافرجام به کاخ قذافی در بوعزیزیه در سال ۱۹۸۴ خود و خانواده‌های‌شان اعدام شدند. نشانه‌ای که احتمال وجود پیکر امام صدر در میان این هفده جنازه را پدید آورده بود، لباس روحانی بر تن یکی از آنان بود. فارغ از تفاوت لباس رجال دین نزد اهل سنت و شیعیان، وجود رجال دین لیبیائی مانند شیخ محمد البشتی در میان زندانیان ناپدید شده، این نکته نیز قابل توجه است که در فیلم‌های منتشر شده از کشف این سردخانه‌ی مخفی در بیمارستان، نام و عکس اعدام شده‌ی تمام این افراد بر روی در کشوهای سردخانه وجود دارد؛‌و اصولاً طرح شایعه‌ی یافته شدن پیکر امام صدر در آن مقطع نوعی هیجان عمومی و پاسخ به انتظار فزاینده‌ی افکار عمومی و تلاشی برای انحراف پرونده و انصراف از جست‌وجوی میدانی بود که به هدف خود نیز رسید. تکرار این سخنان از سوی جبریل، دقت اظهارات دیگر وی را نیز مخدوش می‌کند.

۴. فرضیه‌ی محتمل جبریل در باب سرنوشت امام صدر دائر مدار وفات امام صدر است. در باب کیفیت آن نیز، وی  قتل به دست عبدالله الحجازی یا سعید راشد،‌ یا درگذشت بر اثر ابتلاء به بیماری دیابت را ذکر می‌کند؛ دو روایتی که از نظر زمانی و کیفیت متناقض اند. برکشیدن فرض قتل به صرف انتقاد امام صدر از قذافی در دیدار محتمل در ۳۱ اوت ۱۹۷۸ و با استدلال کلی انتقادناپذیری قذافی و خود-خدابینی او، تا زمانی که اصل دیدار به صورت مستند ثابت نشده است، غیر منطقی است. در ثانی، خود او از دیدار دو ساعته‌ی خود با قذافی و انتقاد از سیاست‌های قذافی سخن می‌گوید. امری که اساس استدلال او را مخدوش می‌کند.

۵. روایت زندانبانانی که نشانه‌هایی داده‌اند که زندانی بخش سری زندان ابوسلیم، امام صدر بوده است، در روایت جبریل به ناگاه با روایت کشف جسد منصور کیخیا پیوند می‌خورد و رابطه‌ی این‌همانی بین جسد مفروض در زندان زیر دفتر عبدالحمید السائح و جسد کیخیا برقرار می‌شود؛ و در این بین روایت زندانبانان فراموش می‌شود. یعنی زندانبانانی که زندانی سری ابوسلیم را زنده (یا مرده) دیده اند نتوانسته اند، بین نشانه‌های امام صدر و منصور کیخیا تمایز قائل بشوند؛ در حالی که این دو از نظر ظاهری و سیما و قامت و زی تفاوت‌های آشکاری دارند.

۶. به نظر می‌رسد هنوز جست‌وجوی میدانی بر اساس داده های ابطال‌پذیر در لیبی جدی گرفته نشده است. یکی از این سرنخ‌‌ها همین زندان سری ابوسلیم است که پس از بمباران دفتر عبدالحمید السائح در زمان سقوط طرابلس (۲۰ اوت ۲۰۱۱) چون تلی از آوار مانده است و جست‌وجویی از آن به عمل نیامده است. فضای پی‌گیری مشترک پرونده  در لیبی و لبنان باید به سمتی برود که به جای تمرکز بر سناریوهای ساخته و پرداخته‌ی قذافی و بازماندگان و عوامل او در ساختار جدید لیبی، امکان بررسی علمی تمام گزینه‌های موجود و موجه،‌ با اولویت قهری و طبیعی گزینه‌های حیات فراهم شود.

۷. پیشنهاد تلویحی جبریل برای سپردن پی‌گیری پرونده‌ی امام صدر به سرلشگر عباس ابراهیم (رئیس بخش امنیت عمومی لبنان) و بازجویی او (به عنوان مقامی امنیتی از عبدالله السنوسی) پیشنهاد قایل توجهی است که با توجه به موقعیت عباس ابراهیم در لبنان و موفقیت او در پرونده‌ی ربوده شدگان لبنانی در درون لبنان هم حامیانی دارد.

متن عربی:

ربطتک علاقه بوزیر الخارجیه السابق منصور الکیخیا الذی قتله نظام القذافی؟

– منصور الکیخیا کان وزیر الخارجیه ثم أصبح فی ما بعد مندوب لیبیا فی الأمم المتحده، لم یکن صدیقاً ولکن ربطتنی به علاقه وثیقه، وکان من رجالات الدوله القلائل الذین مروا فی تاریخ لیبیا. رجل شجاع، هناک تطابق حقیقی بین القول والفعل فی سلوکه، کان یتحدث عن الدیموقراطیه ویمارسها.

> هل لدیک معطیات عن ظروف مقتله؟

– عند اختطاف منصور الکیخیا من القاهره وإحضاره الى لیبیا کانت هناک روایات کثیره. هناک من قال انه اغتیل منذ البدایه ووصل الى لیبیا میتاً، ثم اتضح لاحقاً أنه وصل حیّاً بعدما نُقل بطائره من طبرق الى طرابلس ثم سُجِن فی مکان ما. عند دخولنا طرابلس، بعد الانتفاضه والتحریر وسقوط النظام، کنت مهتماً بقضیتین فی الحقیقه: قضیه منصور الکیخیا وقضیه الإمام موسى الصدر، والبحث عن مصیرهما فی السجون اللیبیه.

وجدنا فی سجن أبوسلیم زنزانه تحت مکتب عبدالحمید الحارس، الذی کان آمر السجن وقائد الحرس الشعبی وأحد جلادی النظام. وأبلغنا أن هذه الزنزانه کانت لنزیل خاص، إذ بنیت خصیصاً منفصله عن بقیه السجن. أحضرنا الرجل العجوز الذی کان حارس تلک الزنزانه فکانت الأوصاف التی أعطانا إیاها أقرب الى أوصاف الإمام موسى الصدر. وبدأنا نتحرک من خلال استجواب ذلک الحارس والحراس الذین سبقوه على أساس أن ذلک النزیل کان الإمام موسى الصدر. وجرت اتصالات بینی وبین رئیس الوزراء اللبنانی نجیب میقاتی والتقینا فی نیویورک، وکنا قد وجدنا جثه اعتقدنا أنها جثه الإمام الصدر. وکنا طلبنا، قبل العثور على تلک الجثه، مساعده من الرئیس میقاتی وهی أن یمدّنا بطبیب شرعی أو اثنین لأن الموضوع کان مکلفاً به شخص واحد لدواعی السریه، الدکتور عثمان عبدالجلیل، والشخص الذی کان یباشر التحقیق اسمه أحمد المجدلی وکنت مرتاحاً لإئتمانهما على هذا الملف.

ثم اکتشفنا مقابر جماعیه تضم عدداً کبیراً من الجثث ونحتاج الى أخذ عینات فطلبت مساعده الرئیس میقاتی بمدنا بواحد أو اثنین من الأطباء الشرعیین من لبنان، لکن للأسف لم نحصل على تلک المساعده. استمر الاعتقاد بأن مَنْ کان فی الزنزانه هو الإمام موسى الصدر الى أن أخبرنی المحقق فی مکتب النائب العام أنهم وجدوا فی المشرحه فی مستشفى «شارع الزاویه»، وهو المستشفى المرکزی فی طرابلس، جثثاً موجوده فی الثلاجه منذ عام ۱۹۷۹ ومن ضمنها ثلاث جثث فی کیس واحد، فافترضنا أن تلک جثث الإمام موسى الصدر ورفیقیه. اتضح فی ما بعد أن الشخص الذی کان فی تلک الزنزانه شخص آخر غیر الإمام الصدر لنکتشف فی ما بعد أن الجثه التی کانت فی الثلاجه فی تلک الزنزانه کانت جثه المرحوم منصور الکیخیا کما أثبت فحص الـ «دی أن آی» ولیست جثه الإمام موسى الصدر.

منصور الکیخیا کان سجیناً فی تلک الزنزانه الخاصه فی سجن أبوسلیم بعد أن ترددت إشاعات بأنه کان مسجوناً فی فیلا فی حی الأندلس وأنه دُفِن فیها. وبالتالی بقیت جثه منصور الکیخیا محفوظه داخل ثلاجه فی سجن أبوسلیم لسنوات عده لأنه توفی فی عام ۱۹۹۷ أو ۱۹۹۸ واحتفظوا بجثته فی ثلاجه فی تلک الغرفه المحصّنه المعزوله عن بقیه السجن.

انقطعت علاقتی بالتحقیق فی قضیه الإمام الصدر ولکن أعتقد أنهم وصلوا الى بعض الخیوط المهمه فی هذا الموضوع ولکن لا یزال هناک أخذ ورد مع الجانب اللبنانی فی کیفیه حل هذه القضیه. فی ذلک الوقت کان اللبنانیون قبضوا على شخصیه لیبیه، شادی صبری، الذی کان رئیس الخطوط الافریقیه وکان متهماً بأنه نقل الکثیر من الأفارقه کمرتزقه أثناء الانتفاضه واعتقله اللبنانیون وأودعوه السجن ثم أطلق سراحه ولکنهم احتفظوا بجواز سفره. وکان معروضاً نوع من المقایضه لحل موضوع الإمام موسى الصدر: بأن یأتی أحد المسؤولین اللبنانیین ویستجوب عبدالله السنوسی، الذی یعرف خفایا قضیه الإمام الصدر، على أن یتم فی مقابل ذلک تسلیم شادی صبری.

> ذکِر أن وفداً لبنانیاً زار لیبیا ولکن عبدالله السنوسی أعطى الوفد أجوبه مضلله؟

– أعتقد أن محضر الاستجواب فیه اجابات عده غیر حقیقیه. هم کانوا یریدون عینات من القفطان أو الجبَّه أو العمامه التی یلبسها الإمام، أشیاء تثبت وفاته، لتعطى لأسرته للتیقن من وفاته وهذا الأمر لم یحدث. کنت التقیت مدیر الامن العام اللبنانی اللواء عباس ابراهیم أکثر من مره وشعرت أنه جاد فی الوصول لحل فی هذه القضیه، وکان من المفترض أن یُدعى من جانب السلطات اللیبیه لزیاره لیبیا وأن یتوجه بنفسه، کونه شخصاً أمنیاً متخصصاً، للقاء عبدالله السنوسی، وهذا الأمر لم تتم للأسف الاستجابه له من الحکومه اللیبیه. ولا أعرف لماذا، فأنا أعتقد أن هذا أمر منطقی فی مقابل الحصول على شخص متهم ومطلوب للعداله فی لیبیا. أنا أعتقد أن شادی صبری ما زال فی لبنان وأن السلطات اللبنانیه تتحفظ على جواز سفره.

> ماذا تقول عن مصیر الإمام موسى الصدر؟

– هناک روایات عده ولکن لا نعرف الروایه الصحیحه. هناک مَنْ یقول انه قُتِلَ على ید عبدالله حجازی، وهو رجل استخبارات قدیم، وهناک مَنْ یقول إن مَنْ قتله هو سعید راشد، الذی اغتیل أثناء الانتفاضه، وهناک مَنْ یدّعی أنه توفی بغیبوبه سکر إذ کان یعانی من داء السکر ودخل فی غیبوبه سکر، ومنصور الکیخیا کان یعانی من داء السکر أیضاً.

أنا أعتقد أن الإمام الصدر اغتیل على ید عبدالله حجازی أو سعید راشد.

> ما التفسیر للاغتیال؟

– أیضاً تتعدد الروایات ولکن أغلبها یقول إنه تم نتیجه خلاف حاد بینه وبین القذافی، ویبدو أنه حمل على القذافی وانتقده بشده وهو کان یرى نفسه إلهاً فوق الانتقاد.

منبع: الحیاه لندن

به اشتراک بگذارید
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks

 Leave a Reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

(الزامی)

(الزامی)