خرد ۱۵۱۳۹۲
 

اعلامیه‌ی «ایستار ما در باب کلیسا و ادیان غیر مسیحی» (مشهور به نوسترا اتاته) یکی از متون اصلی مجمع واتیکان دوم برای اصلاح ساختار عقائدی و مناسک کلیسای کاتولیک رسولان (در رم) است. این متن که پس از تصویب در مجمع، در تاریخ ۲۸ اکتبر ۱۹۶۵ از سوی پاپ پولس ششم به صورت رسمی اعلان و ابلاغ شده است،  در حکم قانون اساسی، و قاعده‌ی آمره‌ی تنظیم کننده‌ی روابط مسیحیت کاتولیک با دیگر ادیان و آئین‌های غیرمسیحی (از جمله اسلام) در سال‌های پس از ۱۹۶۵ است.  آشنایی با این متن، مقدمه‌ای بر بحث گفت‌وگوی تقریبی بین اسلام و مسیحیت در فضای بعد از مجمع واتیکان دوم است که امام صدر نیز در آن فضا فعالیت های تقریبی خود را گسترش داد.  

درآمد

۱. در زمانه‌ی ما که نوع بشر روز به روز متحدتر می‌شود و روابط میان مردمان گوناگون افزایش می‌یابد، کلیسا با توجه بیشتری ای ن نکته را برمی‌رسد « روابط اش با ادیان غیر مسیحی چیستند؟» کلیسا با وظیفه‌‌‌ی ارتقاء وحدت و احسان در میان انسان‌ها، و حتی در میان اقوام، در این بیانیه نخست به بررسی آن‌چه می پردازد که آدمیان در آن شریک اند؛ و آنان را به زیست مشترک سرنوشت‌شان وا می‌دارد.

در واقع، همه‌ی اقوام جماعتی واحد را شکل می‌دهند. آنان تباری یگانه دارند؛ چراکه خداوند تمام نژاد بشری را بر وجه زمین سکنی داد.[۱]  آنان، همچنین غایت و فرجام واحدی در پیش دارند. خداوندی که حکمت و مشیت اش، شواهد حسن و طرح‌های فلاح و رستگاری‌اش را بر همگان می‌گسترد[۲]، تا هنگامی که برگزیدگان در «شهر مقدس» گرد هم آیند؛ شهری که شکوه خداوند آن را منور خواهد کرد و تمام اقوام در زیر نور او گام خواهند زد.[۳] 

انسان‌ها از ادیان گوناگون پاسخ به معماهای نهان وضعیت انسانی را انتظار دارند که دل آدمی را دیروز و امروز عمیقاً آشفته می‌کنند. انسان چیست؟ معنای زندگی و غایت حیات چیست؟ خیر و گناه چیست اند؟ منشأ رنج و مقصد و مقصود از آن چیست؟ راه دستیابی به سعادت حقیقی چیست؟ مرگ، قیامت و پاداش  پس از مرگ چیست اند؟ و سرانجام، سرّ الاسرار آخرین و راز وصف ناشدنی واپسین چیست که بر گرد وجود ما حلقه کرده است و ما منشأ خودمان را از آن می‌گیریم و به سوی آن پیش می‌رویم؟

ادیان گوناگون غیر مسیحی

۲. از دیرباز ترین زمان‌ها تا امروز، در میان اقوام گونه‌گون حساسیتی نسبت به این نیروی پنهان یافت می‌شود که در بطن اشیاء و در رویدادهای زندگی بشری –و حتی گاه به رسمیت شناختن اله برتر یا حتا خدای پدر- حضور دارد. آن حساسیت و این شناخت معنای دینی ژرفی را در زندگی آنان وارد می‌کند. در باب ادیان مرتبط با ترقی فرهنگ، این ادیان،  خود را به پاسخگویی به همان پرسش‌ها با مفاهیم ظریف‌تر و زبانی ماهرانه تر وا می‌دارند.

بدین ترتیب، در آئین هندو آدمیان سرّ الهی را می‌جویند؛ و آن را با وفور پایان ناپذیر و نستوه اسطوره‌ها و کوشش‌های نافذ فلسفه تبیین می‌کنند. آنان خواه با اشکال زندگی زاهدانه،  خواه با تأمل و تفکر عمیق، و خواه با التجاء به خداوند  با محبت و توکل، رهایی از  اضطراب‌های وضعیت ما را مجیت‌وجو می کنند. 

در اشکال گونه‌گون آئین بودا، نارسایی بنیادین این جهان دگرگون شونده به رسمیت شناخته شده است؛ و سلوکی تعلیم داده می‌شود که با آن آدمیان بتوانند با دلی پارسا و قلبی مطمئن به حالت رهایی کامل دست یابند؛ یا با کوشش‌های شخصی خودشان، یا با امدادی فرارسیده از بالا، به اشراقی متعالی و شهودی برتر نائل شوند. 

به همین گونه، ادیان دیگری که در اکناف جهان یافت می‌شوند، با پیشنهاد مسلک‌ها و طریقت‌ها – یعنی نظریه‌ها، قواعد زندگی و آئین‌های مقدس – خود را به شیوه‌های گوناگون وا می‌دارند تا به رویارویی دل نگرانی انسان بروند.

کلیسای کاتولیک، هیچ چیز را از آن‌چه در این ادیان، حق و مقدس است، طرد نمی‌کند. کلیسا، با احترامی صمیمانه این شیوه‌های عمل و زندگی، قواعد و نظریه‌های شان را مورد توجه و ملاحظه قرار می‌دهد؛ هر چند در بسیاری موارد با آن‌چه که خود کلیسا به آن اعتقاد دارد و پیش می‌نهد اختلاف داشته باشند. با این وجود، این ادیان اغلب، پرتوی از حقیقت را به همراه می‌آورند که بر تمامی انسان‌ها نور می‌گسترد. در هر صورت، کلیسا اعلام می‌کند و بی وقفه علاقه‌مند است تا بشارت مسیح را اظهار کند؛ مسیحی که «طریقت، حقیقت و حیات» (انجیل یوحنا ۱۴، ۶) است؛ مسیحی که آدمیان باید در او کمال و اکمال زندگی دینی خود را بیابند؛ مسیحی خداوند در او تمام چیزها را با هم آشتی و صلح داده است.[۴]

بنا بر این، کلیسا با حزم و احتیاط و احسان، و با گفتگو و با همکاری با آنان که از دیگر ادیان پیروی می‌کنند، با وجود گواهی دادن تام به ایمان و حیات مسیحی، فرزندان خویش را ترغیب می‌کند که ارزش‌های معنوی، اخلاقی و اجتماعی- فرهنگی را -که نزد دیگر ادیان یافت می شوند- بازشناسند، پاس دارند و به پیش برند.

دین اسلام

۳. هم‌چنین، کلیسا به مسلمانان با احترام می‌نگرد که خدای واحد، حیّ و موجود، رحمان و قادر متعال و آفریننده‌ی آسمان و زمین[۵] را می‌پرستند؛ خدایی که با آدمیان سخن گفته است. آنان می‌کوشند تا با تمام وجود، خود را تسلیم فرمان‌های –هرچند پنهان- خداوند کنند؛ همان گونه که ابراهیم – که ایمان اسلامی با رغبت به آن استناد می‌کند-  تسلیم خداوند شد. هرچند آنان عیسا را به مثابه‌ی خداوند به رسمیت نمی‌شناسند، اما وی را به عنوان پیامبر ارج می‌نهند؛ و مادر عذرای او، مریم را گرامی می‌دارند؛ و گاه با خلوص وی را در دعا یاد می‌کنند. به علاوه، آنان در انتظار روز داوری اند؛ روزی که خداوند تمامی انسان‌های برانگیخته شده از مرگ را داوری خواهد کرد. آنان زندگی اخلاقی را نیز محترم می‌شمرند؛ و به ویژه با نماز و نیایش، زکاه، صدقه و روزه، خداوند را عبادت می‌کنند.

 هرچند در طول قرون، اختلاف‌ها و دشمنی‌های متعددی میان مسیحیان و مسلمانان روی داده اند، اما مجمع [واتیکان دوم] تمامی آنان را به فراموش کردن گذشته و کوشش صمیمانه برای تفاهم و فهم دوجانبه ترغیب می‌کند؛ هم‌چنان‌که به حفظ و ارتقاء عدالت اجتماعی، ارزش‌های اخلاقی، صلح و آزادی، با هم و برای تمامی انسان‌ها فرا می‌خواند.

دین یهود

۴. مجمع با بررسی موشکافانه‌ی سرّ کلیسا نسبتی را یادآوری می‌کند که به صورت معنوی و روحانی اهل عهد جدید را با تبار ابراهیم پیوند می‌دهد. در واقع، کلیسای مسیح به رسمیت می‌شناسد که شکل‌گیری ایمان مسیحی و برگزیدگی آن، بر اساس سرّ الهی نجات و رستگاری، نزد بزرگان و شیوخ قوم، موسی و پیامبران وجود دارد. کلیسا اعتراف و اقرار می‌کند که تمامی مؤمنان و باورمندان به مسیح، -که بر اساس عقیده‌ و ایمان [مسیحی] خود پسر ابراهیم است[۶]– در درون دعوت این بزرگ قوم قرار می‌گیرند؛ و این‌که رستگاری کلیسا و نجات جماعت مسیحی به شیوه‌ای رازآلود، پیشاپیش در خروج قوم برگزیده از سرزمین بندگی مقدر شده است. به همین دلیل است که کلیسا نمی‌تواند فراموش کند که وحی و مکاشفه‌ی عهد قدیم را به واسطه‌ی قومی دریافت کرده است که خداوند در رحمت بی‌کران خود، لطف کرده و پذیرفته تا با آنان میثاق عتیق را ببندد؛ و این‌که کلیسا از ریشه‌ی درخت زیتون آزاد و رهایی تغذیه می‌کند که شاخه‌های زیتون وحشی – که کافران باشند[۷]– به آن پیوند زده شده است. در واقع، کلیسا باور دارد که مسیح، (روح و ریحان و) سلام ما، با صلیب خود میان یهودیان و کافران آشتی و مصالحه برقرار کرده است؛ و در  خود مسیح از هر دو، امری واحد ساخته است[۸].

کلیسا همواره گفته‌های پولس قدیس را در باب نژاد، تبار و نسبی که شکوه و جلال، میثاق‌ها، شرایع و احکام، آئین عبادی، وعده‌های الهی و بزرگان و شیوخ قوم مد نظر دارد؛ و این را ‌که مسیح – پسر مریم عذراء- در جنبه‌ی جسمانی از که زاده شد. (رساله‌ به رومیان ۹ ۴-۵) کلیسا هم‌چنین به یاد می‌آورد که رسولان – اصول و استوانه‌های کلیسا- و نیز  شمار بسیاری از حواریان نخستین – که بشارت مسیح و انجیل او را به جهان و جهانیان اعلام کردند-  در میان قوم یهود زاده شدند.

به شهادت کتاب مقدس، اورشلیم زمانی را درک نکرد که (از سوی مسیح) دیده شد؛ (و قدم مسیح را بر اورشلیم با ایمان نیاوردن به او قدر نشناخت).[۹] بیشتر یهودیان بشارت (انجیل) را نپذیرفتند؛ و حتی فراوان بودند کسانی که در برابر انتشار آن مخالفت‌کردند.[۱۰] با این وجود، بر اساس گفته‌ی (پولس) رسول، یهودیان به سبب پدران‌شان هنوز نیز برای خداوند بسیار عزیز اند؛ کسانی که هدایا و دعوا‌ت‌شان بدون توبه مانده است.[۱۱] کلیسا با انبیاء و همان (پولس) رسول، منتظر روزی است که فقط خداوند از آن آگاه است؛ روزی که تمامی اقوام، پروردگار را با صدایی واحد بطلبند و «زیر یوغ واحدی به او خدمت کنند» (سوفونی: ۳،۹) [۱۲]

نظر به این میراث معنوی عظیم -که بین مسیحیان و یهودیان مشترک است- مجمع می‌خواهد شناخت و احترام متقابل را بین آنان ترغیب و توصیه کند؛ شناخت و احترامی که به ویژه از دل مطالعات کتاب مقدس و پژوهش‌های الهیاتی و هم‌چنین گفت‌وگویی برادرانه زاده خواند شد.

هر چند نهادهای صاحب اقتدار یهودی، با هواداران‌شان سبب‌ساز مرگ مسیح شدند[۱۳]؛ با این وجود آن‌چه در زمان مصیبت عیسوی بر او گذشت، بی‌تردید نمی‌تواند نه به تمامی یهودیان آن زمان نسبت داده شود؛ نه به یهودیان زمان ما. اگر این سخن درست باشد که کلیسا(ی کاتولیک) قوم جدید خداوند است، به همین دلیل، یهودیان نیز نباید به عنوان ممتحن الهی و ملعون (لعنت شده) معرفی شوند؛ چنان‌که گویی‌ این (باور) از درون کتاب مقدس سرچشمه گرفته است. باشد تا همگان در تعلیم دین و تبلیغ و وعظ کلام خداوند مواظبت کنند، تا هر آن چه تعلیم می‌دهند با حقیقت بشارت انجیلی و روح (تعالیم و اندیشه‌ی) مسیح مطابقت داشته باشد.

 به بیان دیگر، کلیسا که تمامی اشکال سرکوب تمامی آدمیان را –هر که باشند- تقبیح می‌کند، با انگیزه‌ای برآمده از نیکوکاری دینی بشارت (انجیل) –و نه به انگیزه‌های سیاسی-، نفرت‌پراکنی‌ها، سرکوب‌ها و تمامی مظاهر سامی‌ستیز را علیه یهودیان –در هر زمان و به دست هر کس اعمال شده باشند- تقبیح می‌کند؛ چرا که نمی‌تواند میراث مشترک خود با یهودیان را فراموش کند.

مسیح،‌ به فضل محبت سرشارش، به اختیار خود را به سبب گناهان تمامی انسان‌ها تسلیم مصیبت و مرگ کرد؛ تا همه‌ی انسان‌ها به رستگاری برسند؛ این موضعی است که کلیسا همواره اظهار کرده و می‌کند. بنا بر این، وظیفه‌ی کلیسا، در رسالت تبلیغی‌اش، تبلیغ صلیب مسیح به عنوان نشان محبت جهان‌شمول خداوند و منبع فیض تام است.

 برادری جهان‌شمولی که هر گونه تبعیضی را منع می‌کند

۵. اگر رفتار برادرانه را در برابر بعضی انسان‌های آفریده‌شده به صورت (مثالین) الهی- انکار کنیم، نمی‌توانیم از خداوندگار -پدر تمامی انسان‌ها- یاری بجوئیم. ارتباط انسان با خدای پدر، و ارتباط انسان با برادران‌ هم نوع‌اش آن‌چنان به هم وابسته‌اند که کتاب مقدس می‌گوید: «آن کس که دوست نمی‌دارد، خدا را نشناخته است.» (یوحنا ۱: ۴:۸)

این چنین است که بنیاد هر نظریه و هر عملی ویران می‌شود که میان انسان‌ها و میان خلق‌ها در باب کرامت انسانی و حقوقی که از آن ناشی می‌شود، تبعیض ایجاد می‌کند.

 بنابر این، کلیسا هر گونه تبعیض یا تحقیری را تقبیح می‌کند که به دلیل نژاد، رنگ، ‌طبقه، یا دین انسان‌ها روا داشته می‌شود. مجمع با گذاشتن پا جای پای رسولان مقدس -پطرس و پولس- با قوت از مؤمنان به مسیح می‌خواهد تا اگر ممکن است «در میان ملل رفتاری حسنه داشته باشند.» (رساله‌ی نخست پطرس؛ ۲:۱۲) و یا صلح و صفا زندگی کنند؛ تا آن جا که به همراه دیگر انسان‌ها به آنان نیاز دارند[۱۴] به شیوه‌ای رفتار کنند که حقیقتاً پسران خداوندی شوند که در آسمان است.

رم؛

 در سریر مقدس

۲۸ اکتبر ۱۹۶۵

منبع: سایت رسمی واتیکان


[۱]  اعمال رسولان؛ ۱۷:۲۶

[۲]  ساپ؛ ۸:۱ و اعمال رسولان: ۱۴:۱۷ و رومیان ۲: ۶-۷ و رساله‌ی نخست تیموته ۲:۴

[۳]  مکاشفه؛ ۲۱: ۲۳-۲۴

[۴]  رساله‌ی دوم به قرنتیان: ۵: ۱۸-۱۹

[۵]  Cf. S. Greg. VII. Epist. II1, 21 ad Anazir (Al-Nâsir), regem Mauritaniae, ed. E. Caspar in MGH, Ep. sel. 11. 1920, I, p. 288, 11-15; P.L. 148, col. 451 A.

[۶]  رساله به غلاتیان ۳:۷

[۷]  رساله‌ی نخست به رومیان ۱: ۱۷-۲۴

[۸]  رساله با افسیان ۲: ۱۴-۱۶

[۹]  انجیل لوقا ۱۹:۴۴

[۱۰]  رساله‌ی نخست به رومیان؛ ۱:۲۸

[۱۱]  رساله‌‌ی نخست به رومیان ۱:۲۸-۲۹؛

اساس نامه‌ی واتیکان دوم. دگم:
. Lumen Gentium, AAS ۵۷ (۱۹۶۵), p. 20

[۱۲]  کتاب اشعیاء نبی ۶۶:۲۳؛ زبور: ۶۵:۴ و رساله ی نخست به رومیان  ۱: ۱۱-۳۲

[۱۳]  انجیل یوحنا ۱۹:۶

[۱۴]  انجیل متی: ۵:۴۵

به اشتراک بگذارید
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks

 Leave a Reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

(الزامی)

(الزامی)